www.rezapolad.com

Feb 18, 2008 at 18:21 o\clock

چرا مرغ از خیابان رد شد؟؟

ــ ارسطو : طبيعت مرغ اينست که از خيابان رد شود.

ــ موسي : و آنگاه پروردگار از آسمان به زمين آمد و به مرغ گفت به آن سوي خيابان برو و مرغ چنين کرد و پروردگارخشنود همي گشت .

ــ مارکس : مرغ بايد از خيابان رد ميشد . اين از نظر تاريخي اجتنابناپذير بود .

ــ خاتمي: چون ميخواست با مرغهاي آن طرف خيابان گفتگوي تمدنها بکند

ــ رياضيدان : مرغ را چگونه تعريف ميکنيد؟


ــ نيچه: چرا که نه؟


ــ فرويد: اصولاً مشغول شدن ذهن شما با اين سؤال نشان ميدهد که به نوعي عدم اطمينان جنسي دچار هستيد . آيا در بچگي شصت خود را ميمکيديد؟


ــ داروين: طبيعت با گذشت زمان مرغ را براي اين توانمندي رد شدن از خيابان انتخاب کرده است .

ــ همينگوي: براي مردن . در زيرباران

ــ اينشتين: رابطهء مرغ و خيابان نسبي است .

ــ سيمون دوبوار : مرغ نماد زن وهويت پايمالشدهء اوست. رد شدن از خيابان در واقع کوشش بيهودهء او در فرار از سنتها و
ارزشهاي مردسالارانه را نشان ميدهد


ــ پاپ اعظم : بايد بدانيم که هرروز ميليونها مرغ در مرغداني ميمانند و از خيابان رد نميشوند . توجه ما بايد به آنها معطوف باشد. چرا هميشه فقط بايد دربارهء مرغي صحبت کنيم که از خيابان رد ميشود؟

ــصادق هدايت: از دست آدمها به آن سوي خيابان فرار کرده بود غافل از اينکه آن طرف هم مثل همين طرف است، بلکه بدتر

ــ شیرين عبادي : نبايد گمان کرد که رد شدن مرغ از خيابان به خاطر اسلام بوده است . در تمام دنيا پذيرفته شده که اسلام کسي
را فراري نميدهد .

ــ روانشناس : آيا هر کدام از ما در درون خود يک مرغ نيست که ميخواهد از خيابان رد شود؟

ــ نيل آرمسترانگ : يک قدم کوچک براي مرغ، و يک قدم بزرگ براي مرغها .

ــ حافظ : عيب مرغان مکن اي زاهد پاکيزه سرشت، که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت .

ــ کافکا : ک. به آن سوي خيابان کثيف رفت . مرغ اين را ديد و به سوي ديگر خيابان فرار کرد، ضمن اينکه به ک . نگاهي بيتوجه ووحشتزده انداخت . اين ک. رامجبور کرد که دوباره به سوي ديگر خيابان برود، تا مرغ را باحضور فيزيکي خود مواجه کند ودستکم او را به احترامي وادارد که باعث گريختن مجدد او شود، کاري که براي مرغ دست کم از نظر اندازهء کوچک جثهاش دشوارتر مينمود

ــ بيل کلينتون : من هرگز با مرغ تنها نبودم

ــ فردوسي : بپرسيد بسيارش از رنج راه، ز کار و ز پيکار مرغ وسپاه .

ــ ناصرالدينشاه : يک حالتي به ما دست داد و ما فرموديم از خيابان رد شود . آن پدرسوخته هم رد شد

ــ سهراب سپهري : مرغ را در قدمهاي خود بفهميم، و از درخت کنار خيابان، شادمانه سيب بچينيم

ــ طرفدار داستانهاي علمي تخيلي: اين مرغ نبود که ازخيابان رد شد . مرغ خيابان وتمام جهان هستي را متر و سانتيمتر به عقب راند


ــ اريش فون دنيکن: مثل هر بار ديگر که صحبت موجودات فضاييست، جهان دانش واقعيات را کتمان ميکند. مگر آنتنهاي روي سر مرغ را نديديد؟


ــ جرج دبليو بوش : اين عمل تحريکي مجدد از سوي تروريس جهاني بود و حق ما براي هر نوع اقدام متقابلي که از امنيت ملي ايالات متحده و ارزشهاي دموکراسي دفاع کند محفوظ است .

ــ سعدي : و مرغي را شنيدم که درآن سوي خيابان و در راه بيابان و در مشايعت مردي آسيابان بود وي را گفتم : از چه رو تعجيل کني؟
گفت: ندانم و اگر دانم نگويم و اگر گويم انکار کن

ــ احمد شاملو: و من مرغ را، درگوشههاي ذهن خويش، ميجويم . من، ميمانم. و مرغ، ميرود، به آن سوي خيابان . و من، تهي هستم، از گلايههاي دردمند سرخ

ــ رنه دکارت : از کجا ميدانيد که مرغ وجود دارد؟ يا خيابان؟ يا من؟


ــ لات محل: به گور پدرش ميخنده هيشکي نمتونه تو محل ما از خيابون رد بشه، مگه چاکرت رخصت بده . آي نفسکش


ــ بودا : با اين پرسش طبيعت مرغانهء خود را نفي ميکني

ــ پدرخوانده : جاي دوري نميتواند برود .

ــ فروغ فرخزاد : از خيابانهاي کودکي من، هيچ مرغي رد نشد .

ــ ماکياولي : مهم اينست که مرغ از خيابان رد شد.. دليلش هيچ اهميتي ندارد. رسيدن به هدف، هر نوع انگيزه را توجيه ميکند .

ــ پاريس هيلتون: خوب لابداونور خيابون يه بوتيک باحال ديده بوده

ــ هيتلر: اگر ارادهء ما همچنان قوي بماند، مرغ را نابود خواهيم کرد ! فولاد آلماني از خيابان رد خواهد شد


ــ احمدي نژاد : خيابان و فناوري رد شدن از خيابان که کشورمان از آن برخوردار است حاصل رشد علمي جوانان ايران و حق ملت ايران است . ما به رد شدن از خيابان ادامه خواهيم داد .موج معنويت و بيداري در دنياي اسلام، به اميد خدا به زودي اين مرغ را از دامان دنياي اسلام پاک خواهد کرد

ــ فردوسي پور : چه ميـــــــــکــنه اين مرغه

Nov 15, 2006 at 13:45 o\clock

جوکهای روز چهارشنبه 24 آبان ماه 1385

اگر يه مرد در ماشين رو براي خانومش باز کنه ميشه 4 تا نتيجه گرفت:.ماشين تازه هست 2.زنش تازه هست 3.طرف زنش نيست 4.مرد گلابي هست

 غ‌ آخرين خبر از اون دنيا: پل صراط رو برداشتن به جاش دوربرگردون گذاشتن

غ‌ تركه مي گوزه پرت مي شه جلو مي گن چي شد ميگه تو دنده بود

غ‌ فرق بين استرس ، ترس ، وحشت : وقتي استرس داري که مي‌فهمي زنت حاملست وقتي مي‌ترسي که مي‌فهمي دوست دخترت حاملست وقتي وحشت مي‌کني که مي‌فهمي هردوتاشون حاملن

غ‌ انواع بلــــــــــــــــــه! عروس عادي:بله عروس كمي لوس:بع.........له! عروس با كلاس:اوكي! عروس خارج رفته:يس! عروس سنتي:آره! عروس متكبر:فقط كله اش را تكان ميدهد عروس خجالتي:اوهوم! عروس وحشت زده:ها! عروس بي حوصله:خوب! عروس دستپاچه:باشه،باشه

غ‌ دختر رشتيه تو خيابون ميرفته يه هو يه پسره محکم بغلش ميکنه دختره ميگه ببين تا هزار ميشمارم اگه ولم نکني جيغ ميزنم

به ترکه ميگن : تا حالا به گا رفتي؟ميگه: نه ! جور کنيد آخر هفته بريم

غ‌ لره ميره مكه، برعكس همه طواف ميكنه. ميگن چرا برعكس طواف ميكني؟ ميگه شما از اونور دنبالش كنين، من از اينور ميگيرمش

غ‌ تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه:‌ بايد خيلي برم؟

غ‌ دختر اصفهانيه به دوست پسرش مي گه شب بيا خونمون اگر موقعيت خوب بود يه سكه مي اندازم پايين شب مي شه و پسرمياد دختر يه سكه ازپنجره مي اندازه بيرون ولي هرچقدرمنتظر ميشه پسر نمياد مياد دم پنجره بهش ميگه پس چرا نمياي بالا پسر ميگه دارم دنبال سكه مي گردم دخترميگه بيا بالا بهش كش بسته بودم سكه الان تو دستمه

غ‌ نيک انديشي يعني اينكه اگر يه گنجشك روي سرت مدفوع كرد، خوشحال باشي از اينكه گاوها پرواز نمي‌كنند

غ‌ اگه يه کلاغ تو آسمون تخم کرد وتخمش نيوفتاد پايين چه اتفاقي افتاده؟؟؟؟؟ کلاغه شورت پاش بوده

غ‌ از ترکه مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه : آخه پياده خيلي راهه

غ‌ مي دوني چرا دوتا ترک نمي تونن کنار هم بخوابن ؟ براي اينکه تا صبح دعوا مي کنن که کي وسط بخوابه!!!

غ‌ تركه ميره بقالي، ميگه: آقا نوشابه خانواده دارين؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: به مجرد هم ميدين؟

غ‌ تركه بچش بعد از عيد فطر به دنيا مياد، اسمشو ميگذاره: پسفطرت!!!

غ‌ لره لوله تفنگ رو گذاشته بود روي شقيقه يارو ميگه تكون نخور والا با لگد ميزنمت

غ‌ به رشتيه ميگن زن بهتره يا ماشين ميگه زن ميگن چرا ميگه اگه ماشين خراب شه خرج داره ولي زن كه خراب بشه درامد داره

غ‌ به يه لره ميگن خسته نباشي ميگه اگه باشم چه غلطي مي کني ؟؟

يه روز تركه يه شماره تلفن پيدا ميکنه زنگ ميزنه ميگه: ببخشيد آقا من شمارتونو پيدا کردم آدرس بديد براتون بيارم

يه تركه مبايل مي خره صفرشو مي بنده

تركه رو ميبرن زير سوال له ميشه

 ميدونستي صاحب شركت نوكيا يه قزوينيه ....نديدي وقتي گوشيتو روشن ميكني يه نفر دست يه بچه رو ميگيره

غ‌ پيره مرده مي گه: پيري 5تا عيب داره اوليش فراموشيه بقيه اش هم يادم رفته

غ‌ يه روز يه تركه پري دريايي مي بينه عاشقش مي شه ميگه واي تو چه قد خوشگلي زن من مي شي پري ميگه آخه من كه آدم نيستم تركه ميگه فكر كردي من آدمم

از گوسفنده مي پرسن سيستم دستشويي رفتن شما چيه؟ ميگه سبک گروه اريان.........دونه دونه دونه دونه

غ‌ زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نمي‌بيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشمهاتو درمي‌آورم

غ‌ رشتيه از سربازي بر مي گرده پدرش ميگه برات زن گرفتيم ........اينم بچت

غ‌ ترکه پدرو مادر خودش رو مي كشه ازش ميپرسن چرا كشتي ميگه بالاخره بعد از 30 سال به رابطه كثيفشون پي بردم

غ‌ اصغرآقا اواخر عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خيانت نکني که استخوانهام تو گور بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتي بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنيا به من مي گن اصغر ويبره!

غ‌ پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"

غ‌ غضنفر ماه رمضان زولوبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. يه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولوبياها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا في الدنيا الحسنه ... کسي به زولوبيا دست نزنه!

غ‌ مردي بدهي و قرض زياد داشت رفت ماشين مدل بالا خريد! زنش پرسيد : آخه مرد با اين وضعي که ما داريم چه وقت ماشين مدل بالا خريدن بود؟ مرد گفت : ماشينو خريدم تا سريع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!!

غ‌ يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهــــــــــزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!!!

 غ‌ به اردبيلي گفتند رنگ بنفش را تعريف كن. گفت: قيرميز كي ديدي؟ اينم همون آبيشه

غ‌ از يك همشهري آذربايجاني پرسيدند چرا توي جوي آب نشسته‌اي؟ گفت: ميخواهم در جريان باشم!

غ‌ هر روز صبح اولين كاري كه زنهاي رشتي انجام ميدهند چيست؟ ميروند خانة خودشان! 

غ‌ يك ترك رفته بود ته چاه نشسته بود ازش دليل را پرسيدند، گفت: ميخواستم عميق فكر كنم!

غ‌ فرق بين مادر زن و باتري چيست؟ باتري اقلاً يك طرف مثبت دارد، ولي مادر زن هيچ چيز مثبتي ندارد!

غ‌ يك رشتي بچه‌دار نميشد و دوا و درمان هم بيفايده بود.بالاخره دكتر تجويز كرد بهتر است شما محله‌تان را عوض كنيد.!

Nov 12, 2006 at 18:59 o\clock

جوکهای امروز 21 آبان 1385 قسمت دوم

از يارو مي پرسن: فرق يخمک با آتروپات چيه؟ مي گه: يخمک خوشمزه تره

 به ترکه ميگن نظرت در مورد گل چيه؟ ميگه : خيلي خوبه... خوش بو... قشنگه... همانظور که خدا در قرآن مي فرمايد : گل هوالله احد

به ترکه ميگن توالتو بخش کن , ميگه : مردانه , زنانه

ترکه ميره بالاي پل عابر پياده داد ميزنه حالا من ترک من خر من نفهم اما شما عاقلا اينجا رودخونه ميبينيد که پل درست کردين

داداش ترکه عروسي ميکنه آخر شب در حجله ميشينه ميگن چرا اينجا نشستي؟ ميگه آخه بابام گفت بعد از داداش نوبت نوئه

از ترکه مي پرسن: داداش جريان اين بوق زدن تو عروسي ها چيه؟ ميگه ايلده ما تو عروسي ها قبلا يه شعري مي خونديم ، الانا ديگه فقط آهنگشو ميزنن ، مي پرسن خب چي مي خوندينترکه مي گه: اوني که تا ديروز نمي داد ... ديديد داد... ديديد داد


زن ترکه ميميره . مراسم خطمش ترکه دمق يه گوشه نشسته بود و هي سرشو تکون مي داد و با خودش مي گفت:عجب! ...اي بابا ... مگه مي شه؟ ملت ميان دلداريش بدن ، ميگن: مرگ حقه و همه ما رفتني هستيم و از اين جور کس شعرا! ترکه مي گه نه آخه شما نمي دونيد ، ما خوابيده بوديم، لب من رو لبش بود . ک..ر من تو ک..ش بود انگشتم تو کونش بود ، من نميدونم اين جونش از کجاش در رفت؟!!!

 يه زن پنجاه ساله که چهار بار شوهر کرده بود ميره دکتر ، دکتر بعد از معايه مي گه اين ممکن نيست که يه زن که 4 بار شوهر کرده هنوز دختر باشه!!! زنه ميگه: آقاي دکتر شوهر اولم قزويني بود ... شوهر دومم رشتي بود ، بخار نداشت .... شوهر سومم هم اصفهاني بود مي گفت: حيفه... شوهر چهارم هم ترک بود و غيرتي ، مي گفت : مگه مي شه آدم با ناموس خودش از اين کارا بکنه؟!!

Nov 12, 2006 at 08:45 o\clock

جوکهای امروز 21 آبان 1385

ترکه زن ميگيره، شب زفاف ميخوابه، فردا شب هم ميخوابه! شب بعد زنش شاكي ميشه و ميگه: بالاخره بعد از سه شب نميخواي با هم س ك س داشته باشيم؟ ترکه ميگه: من زن گرفتم، اين كثافت‌كاريها رو بزارم كنار

اگه يه روز صبح از خواب پاشدي، ديدي تو يه اتاق تاريک و قرمز هستي و تند تند داري تکون ميخوري يه وقت نترسي‌ها، تو توي قلب مني

جمله سازی (Jomle sazi)

نسبتا جدید
به یارو میگن با اداره جمله بساز؟ میگه: ا داره بارون میاد

به غضنفر ميگن: با «بنزين» جمله بساز. ميگه: خوش به حال شماها كه سوار بنزين!

به غضنفر مِيگن با جوراب جمله بساز ميگه سقفتون بد جورآب مي ده

به غضنفر می گن: با " ارتش کوفه " جمله بساز می گه : عرط شکوفه داری...مثل گل بهاری

به يه جنوبي ميگن با مخابرات جمله بساز ميگه مخا برات بستني بخرم

به ابادانيه ميگن: با موتور جمله بساز. ميگه:مو تور خوردم رو قالي.

به غضنفر ميگن: با كيبورد يه جمله بساز. ميگه: بازي ايران و آمريكا رو كي برد؟؟؟

به غضنفر ميگن: با «توكيو» جمله بساز، ميگه: من خديجه رو دوست دارم توكيو؟

به غضنفر ميگن: با «ريلكس» جمله بساز. ميگه: رفتيم باغ‌وحش با گوريل عكس گرفتيم!

به غضنفر ميگن: با «شيشه» جمله بساز،‌ ميگه: ساعت يك ربع به شيشه!

به غضنفر ميگن: با اختاپوس » جمله بساز،‌ ميگه: اخ تا پوستم سیاه نشده برم تو سایه!

به تر كه می گن یه کلمه بگو كه توش ؛مرده: باشه می گه آمبولانس

به غضنفر ميگن: با «عدس» جمله بساز، ميگه: اگه امشب نياي اَدست دلخور ميشم

به غضنفر ميگن: با «شمشير» جمله بساز، ميگه: فدات شم شير مي‌خوري؟!

به غضنفر ميگن: با «تورج» جمله بساز. ميگه: حقوق گرفتم، رفتم همه رو زدم تو رج (رگ)!

به غضنفر ميگن با ريسمان جمله بساز... مي گه مي تونم انگليسي بگم؟ مي گن: بابا ايول بگو.. غضنفر مي گه:نو ريسمان تو پيجينگ

نسبتا قدیمی


به غضنفر ميگن: با «صداقت» جمله بساز، ميگه: داشتم با تلفن صحبت مي‌كردم صدا قطع شد!

به غضنفر ميگن: با «سينا» جمله بساز. ميگه: با عباس‌اينا رفتيم بيرون!

به غضنفر ميگن: با «سوسن» جمله بساز. ميگه: من چلوكباب دوست دارم مخصوصا با سماق!

به غضنفر ميگن: با «ستيز» جمله بساز، ميگه: موبايل سِت ايز آف (mobile set is off)

به غضنفر ميگن: با «رادار» جمله بساز ميگه: از اينجا به خونه ما راداره

به غضنفر ميگن: با «خرچنگ» جمله بساز، ميگه:‌ كره خر چنگ نزن!

به غضنفر ميگن: با «جام جم» جمله بساز. ميگه: صبح كه از خواب پاميشم جامو جم مي‌كنم!

به غضنفر ميگن: با «تلاش» جمله بساز،‌ ميگه: مادرم رفت بازار طلاشو فروخت!

Nov 9, 2006 at 22:01 o\clock

جوکهای جدید

فتواي جديد طالبان اگر يك پسر به دختري بگه قربونت برم عزيزم،20 ضربه شلاق داره!! اگر بگه قربونت برم خوشگلم 70 ضربه شلاق داره!! ولي اگر بگه قربونت برم الهي چون در راه خداست هيچ اشکالي ندارد.

یکی از اهالی جهنم می ره دم در بهشت به یکی از بهشتی ها می گه یه لیوان آب خنک به من بده. بهشتیه می گه نمی دم. جهنمیه می گه باشه.... فردا تو هم میای دم در جهنم آب جوش بگیری...

غضنفر میره توی مانور شرکت می کنه. از هواپیما می پره پایین ولی چترش باز نمی شه. می گه خدا رحم کرد مانوره!

با همه عشق و جوونی، با یه دنیا مهربونی، با زبون بی زبونی، می خوام اینو خوب بدونی. انرژی هسته ای حق مسلم ماست!

کلاغه سر درخت نشسته بود پنير برگر ميزد، روباه مياد پاي درخت ميگه: چطوري جيگر، چه سري چه دمبي، چه تيپي ايول بابا، نيست بالاتر از تريپ مشکي رنگ يه حالي بده ، يه دهن برامون آواز بخون کلاغه هم پنير و ميزنه زير بالش ميگه: انرژي هسته اي ، حق مسلم ماست.

شباهت زن دوم و انرژی هسته ای: هر دوتاشون حق مسلم ما هستند ولی اجازه دست یابی بهشون رو نداریم.

یادم باشه که یادت باشه که یادم بیاری که یادت بدم که یاد بگیری که یادم بیاری که همیشه به یادتم. یادت هیچ وقت از یادم نمی ره. اینو یادت باشه.

غضنفر ميميره و ميره اون دنيا، بهش ميگن: ببينم، عزرائيل چيزي بهت نگفت؟ غضنفر ميگه: نه! دوباره ازش مي‌پرسن: جبرئيل چي؟ غضنفر ميگه: نه! بهش ميگن: ميدوني واسه چي اومدي اينجا؟ غضنفر ميگه: نه! بهش ميگن: تو در مورد Network Marketing چيزي ميدوني؟!

غضنفر زنگ ميزنه فلسطين ميگه: اونجا فلسطينه؟ ميگن: آره، غضنفر ميگه: پس غلط مي‌كنين ميگين: فلسطين اشغاله!

مردها 4 دسته هستند:
1.zz = زن ذلیل
2.zh = زن هلاك
3.zsh = زن شهيد
4.zzz = زر ميزنن كه زن ذليل نيستن.

غضنفر مي خواسته بميره وصيت مي كنه من كه مردم يه ميليون خرجم كنين، وقتي ميميره پسرش يه ميليون خر جمع ميكنه
به غضنفر می گن چرا سی دیت اینهمه خش داره می گه زیر نکات مهمشو خط کشیدم.

غضنفر تاکسی سمند می خره سه تا مسافر سوار می کنه. اولی به مقصد می رسه می گه نگه دار غضنفر می پرسه سمند داری؟ می گه نه می گه پس بشین. دومی به مقصد می رسه می گه نگه دار می پرسه سمند داری؟ می گه نه. می گه پس بشین. سومی می گه من سمند دارم، نگه دار. غضنفر می گه پس بگو ترمزش کدومه؟

Nov 9, 2006 at 08:10 o\clock

خصوصيات آقا پسرها و دختر خانمها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی...

خصوصيات آقا پسرها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی...
سن ۱۴ سالگی: تازه توی اين سن ، هر رو از بر تشخيص ميدن! (اول بدبختی!)
سن ۱۵ سالگی: ياد می گيرن که توی خيابون به مردم نگاه کنن! ... از قيافه ء خودشون بدشون مياد!
سن ۱۶ سالگی: توی اين سن اصولا“ راه نميرن ، تکنو می زنن! ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن! ... با راکت تنيس هم گيتار می زنن!
سن ۱۷ سالگی: يه کمی مثلا آدم مي شن! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند می خونن! (يادش به خير ، اون روزا که تکنو نبود ، راک ن رول می خوندن!)
سن ۱۸ سالگی: هر کی رو می بينن ، تا پس فردا عاشقش مي شن! ... آخ آخ! آهنگهای داريوش مثل چسب دوقلو بهشون می چسبه!
سن ۱۹ سالگی: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن! ... تيز ميشن ، ابی گوش ميدن!
سن ۲۰ سالگی: از همه شون رو دست می خورن! ... ستار گوش ميدن که نفهمن چی شده!
سن ۲۱ سالگی: زندگی رو چيزی غير از اين بچه بازيها می بينن! (مثلا عاقل ميشن!)
سن ۲۲ سالگی: نه! می فهمن که زندگی همش عشــــقه! ... دنبال يه آدم حسابی می گردن!
سن ۲۳ سالگی: يکی رو پيدا می کنن! اما مرموز مي شن! (ديدشون عوض ميشه!)
سن ۲۴ سالگی: نه! اون با يه نفر ديگه هم دوسته! اصلا“ لياقت عشق منو نداشت!
سن ۲۵ سالگی: عشق سيخی چند؟!! ... طرف بايد باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نيست!
سن ۲۶ سالگی: اين يکی ديگه همونيه که همه ء عمر می خواستم! ... افتخار ميدين غلامتون بشم؟!
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نميومدم!!!

خصوصيات دختر خانمها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی ...


سن ۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت: چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا ميگن: مرسی خوبم!
سن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه کاری و رنگ آميزی و ...!)
سن ۱۶ سالگی: يعنی يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن! ... شوخی هم ندارن!
سن ۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ريزن! ... بهشون بی وفايی شده! ... (کوران حوادث!)
سن ۱۸ سالگی: ديگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خيابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن!
سن ۱۹ سالگی: از بی توجهی يه نفر رنج می برن! ... فکر می کنن اون يه آدم به تمام معناست!
سن ۲۰ سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... آخرش منو يه کور و کچلی می گيره! می دونم!
سن ۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!
سن ۲۲ سالگی: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!)
سن ۲۳ سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کنن!
سن ۲۴ سالگی: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزایی که نرسيديم برسونه!
سن ۲۵ سالگی: اااااااه! پس چرا ديگه هيچکی نمياد؟! ... هر کی می خواد باشه ، باشه!
سن ۲۶ سالگی: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله!
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نميومدی!!!

Nov 8, 2006 at 12:51 o\clock

جوک های جدید

جایزه مخصوص در قزوین یکسال استفاده رایگان از حمید.!!!!

یه روز یه پیکانه بنزین سوپر میزنه دستیش نمی خوابه

به ترکه می گن وبا اومده . میگه چی چی آورده؟

یه تو صف نانوایی توی قزوین دست نفر اول میره تو پیریز تا ته صف همه می میرن!

 به ترکه ميگن خبر داري زهرا امير ابراهيمي همون دختره شوکت فيلمش پخش شده؟ميگه: اِ نه بابا!! کدوم دختر شوکت

  زهره شوکت گفته:من و دوستم با ايفاي نقش در اين فيلم در زمينه مستند سازي فعاليت ميکرديم..حريم خصوصي ديگه چه صيغه ايه؟من اينو تکذيب ميکنم..

  علت سفيد شدن موهاي بهروز چي بود؟اون موضوع خواهرشو زودتر از همه فهميده بود...اصلا به خاطر همين برگشت..ولي چون 4-3 قسمت ديگه مونده بود فيلم نرگس تموم شه/مجبور بود گندشو در نياره

به ترکه میگن فیلم دوختر شوکتو دیدی میگه نه وقتی خودش تکذیب میکنه دیگه چیو ببینم

لره گوزید و مرد سر قبرش نوشتن بادی وزیدو و گلی پرپر شد

اگه یه روز با یه قزوینی توی کوچه تنها گیر بیفتی 3 تا راه بیشتر نداری 1- آب بشی بری تو زمین 2- بخار بشی بری تو هوا 3- دستاتو بزنی به دیوارو به خدا توکل کنی ........ 

Nov 5, 2006 at 15:15 o\clock

ضد حال های موجود در اینترنت !!!

میری تو یه وبلاگی می بینی موزیک قالبش آهنگ شماعی زادست!!!
یه فایل ZIP دانلود می کنی به جز آنفولانزای مرغی تمام ویروس ها توش هستن
تو جستجوگر عکس گوگل تایپ میکنی کرگدن عکس خودت رو پیدا می کنه !
بعد از کلی کار و خستگی میری اینترنت می بینی یاهو و گوگل هم فیلتر شدن
داری واسه استادت ایمیل ( التماس واسه نمره ) می زنی یهو کارتت تموم میشه
میری تو یه سایتی انقدر دنبال یه لینک می کنی تا آخرش مخت هنگ می کنه
سایتت رو با هزار بدبختی تو گوگل ثبت می کنی وقت جستجو میافته صفحه 400!!!
میری تو کافی نت دانشگاه میبینی فقط سایت 4ir.ir بازه !!!!
سه ساعت یه فایل و دانلود می کنی ( بدون DAP ) به 99% که میرسی یهو RESET میشی
رو لینک فقط بالای 18 سال کلیک میکنی میری تو سایت عمو پورنگ!

Nov 5, 2006 at 14:35 o\clock

روز sms

ميدوني قشنگ ترين گله دنيا چه شکليه؟ نميدوني؟ پس برو خودت رو يه نيگا تو اينه بکن



ديگه از چشم افتادي . مي فهمي؟ ..............صاف افتادي تو قلبم



يک دختر خانم جـــــوان و تحصيلکرده مســـلط به زبان فرانسه, خوش برخورد و خوش بيان با ظاهري آراسته و آشنا با موسيقي کلاسيک و تبحر در نواختن پيانو , جهت نظافت منزل نيازمنديم



هر وقت بعد 120 سال رفتي اون 2نيا وقتي خواستي از پل صراط رد شي و بهت گفتن يکي حلالت نکرده اون منم که به اين بهونه يه بار ديگه ميخوام ببينمت



پازل دل يکي رو بهم ريختن هنر نيست ..... هر وقت با تيکه هاي شکسته ي دل يک نفر يک پازل دل جديد براش ساختي هنر کردي



دوست داري بگم ميخوام هر روز صبح با صدات بيدار بشم؛ بعد بفهمي با ساعت بودم؟! دوست داري بگم چرا رفتي؟ بعد بفهمي با برق بودم. دوست داري بگم هر جا باشي پيدات ميکنم بعد بفهمي با دسته کليدم بودم؟! دوست داري بگم دوستت دارم بعد فکر کني با... نه! ايندفعه با خودت بودم



خوشبخت ترين پسر كسيست كه اولين عشق يه دختر باشد و خوش بخت ترين دختر كسيست كه اخرين عشق يك پسر باشد



عشق تو چشماي هم نگاه كردن نيست با چشماي هم به زندگي نگاه كردنه



اين جمله هميشه يادت باشه : زندگي گل سرخئ است که گلبرگهايش خيالي وخارهايش واقعي است



عشق با روح شقايق زيباست...عشق با حسرت عاشق زيباست...عشق با نبض دقايق زيباست...عشق با زهر حقايق زيباست...عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست

خبرگذاري ايسنا: اعطاي بودجه هنگفت از سوي يونسكو براي سازمان ميراث فرهنگي براي حفظ و مرمت علي دايي براي ادوار اينده جام جهاني



و آنگاه که ابراهيم سر اسماعيل را بر زمين گذاشت ندا آمد که ابي ولش کنتو در مقابل دوربين مخفي هستي



تركها براي كمك به حزب الله يه بازي فوتبال دوستانه ميزارن توي شهرشون البته با بليت رايگان



لره مياد تهران مي بينه همه لباس آستين كوتاه پوشيدن تعجب مي كنه مي گه اوا پس اينا چه جوري دماغاشونو پاك مي كنن.



به ترکه يه ماشين مي دن که فرمونش سمت راست بوده بعد يه مدت ازش مي پرسن چطوره؟ ميگه خوبه ، فقط هر وقت تف مي کنم ميفته روي زنم



مناجات بعد از طلاق:يارب ان نوگل خندان كه سپردي به منش انقدر لوس و ننر شد كه سپردم به ننش



تركه به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ تركه مي گه : آره . تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما

خبر رسيده که يکي از فرشته هاي خدا گم شده. چند ميدي لوت ندم؟؟؟



وقتي صداي اس ام اس مياد منيش اين نيست که مسيج داري منيش اينه که يکي به يادته



ميدوني چرا دل به دلت دادم؟ به خاطر شباهت زيادت به ماه

با اين تفاوت که ماه سه حرف داره ولي تو حرف نداري



سلام من يك بوس كوچولو هستم مي تونم چند لحظه روي لپ شما استراحت كنم



براي عشق تو در قلبم سه کوه ساختم اولي کوه وفا دومي کوه صداقت سومي....... کوهي که هر وقت بهم گفتي دوست ندارم از اون بندازمت پايين

Nov 5, 2006 at 14:07 o\clock

نامه مادر غضنفر به غضنفر

گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.

 وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان.

آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،‌دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد

گضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم.

پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه.

ببخشيد معطل شدي. جعفر جان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت.

ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،‌اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي.

اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي.

راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!‌شرمنده.

همين ديگه .. خبر جديدي نيست.
قربانت .. مادرت.

راستي:‌گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ‌ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم

Nov 4, 2006 at 19:17 o\clock

بازم جوک جدید بخونید و نظر بدید

غضنفر كنار ساحل نشسته بود و هي ميگفت:
بارك الله اصگر, آفرين اصگر.
ازش پرسيدند:
چرا اينقدر اصغر رو تشويق ميكني؟
باهم مسابقه نفس گذاشتيم, اصگر دو ساعته زير آبه اما هنوزم نفس داره!!!   

تركه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي‌زدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه مي‌گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌مي‌بينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!!!

يه روز سه نفر ميرن پيش ازرائيل، اولي(امريكائي):ازرائيل كي ميشه ما بزرگترين موشك دنيا رو بسازيم. ازرائيل:1500سال ديگه، اولي: ميزنه زيره گريه وميگه عمر من تا اون موقع كفاف نميده. دومي( ژاپني):ازرائيل كي ميشه ما ريزترين كامپيوتر دنيا رو بسازيم. ازرائيل:1700سال ديگه، دومي ميزنه زير گريه ميگه عمر من تا اون موقع كفاف نميده. سومي(عربه):ازرائيل كي ميشه ما آدم بشيم. اين بارازرائيل ميزنه زير گريه و ميگه عمر من تا اون موقع كفاف نميده!!!
يه روز دوتا قزوينی از کنار هم رد ميشن يکيشون برميگرده ميگه ببخشيد علی جون از جلو نشناختمت!!!
تركه داشته از تو جنگل رد ميشده؛ يهو يك شيره جلوشو ميگيره، ميگه: كوچولو كجا ميري؟! تركه ميگه: خونه مادر بزرگ، بخورم پفك نمكي، چاق بشم چله بشم، بعد ميام ؟يرمم نميتوني بخوري!!!
عربه زنشو واسه زايمان بچه هفتم برده بوده بيمارستان، بعد از يك مدت يك پرستار مياد، آروم بهش ميگه: يك خبر بدي براتون دارم. متاسفانه بچه عقب افتاد‌ه‌ست. عربه ميگه: ولك خودشو ناراحت نكن! شيش تاشون از جلو افتادن هيچ گهي نشدن، بذار اين هفتمي از عقب بيافته شايد يك گهي شد!
دو تا تركه ميرن سوراخ لايه اوزن رو بدوزن، خودشون ميمونن اونور!
قزوينيا يك ماهواره ميفرستن فضا كه دنبال سوراخ لايه ازون بگرده!
به قزوينيه ميگن از چه آهنگي خوشت مي ياد؟  
ميگه: از آهنگ " عشق من برگرد!!!"
رشتيه به زنش مشكوك بوده، يك بار بايد ميرفته مسافرت، زير تخت خانم يك سطل ماست ميگذاره و يك گوشكوب هم ميبنده به زير تخت، تا اگه بيشتر از يك نفر رو تخت خوابيدن گوشت كوبه بياد پايين وماستي شه. خلاصه ميره سفر و چهار روز بعد برميگرده ميبينه ماسته دوغ شده!

Nov 4, 2006 at 19:08 o\clock

جدیدترین جوکها امروز 14/8/85

تركه سربازيش تموم ميشه ، وقتي كارت پايان خدمتشو نگاه ميكنه ميگه اي بابا!!!!!!!!! من كه از اينا 4 تا دارم

يه روز يه رشتيه به دوستش ميگه : كه چقدر اين ترك ها خرن دوستش ميگه آره بابا ، ما يه همسايه ترك داريم، 1 ساله كه نتونستيم حاليش كنيم كه بابا اين زنه منه

همیشه عکس همسرتون رو تو کیفتون بذارین ، تا هر وقت مشکله بزرگی پیش اومد به عکسش نگاه بندازی و بدونی مشکل بزرگ تری هم داری

رشتیه فیلم بد ! نگاه می کرد ، میبینه زنش توشه . تموم که میشه میگه : خدا رو شکر که فیلم بود

به ترکه می گن می دونستی دیشب اسراییل لبنان رو زده.

ترکه تعجب می کنه می گه :مگه ایتالیا قهرمان نشده بود  

جدیدترین رمان عشقی انتشارات قزوین منتشر شد: (خسرو و فرهاد)

به ترکه میگن کار ترمز ABS چیه:  میگه تو سرعت های زیاد و سر پیچ ها کار حضرت ابولفضل رو میکونه

به دختره میگن شما میری دست شويي (توالت) با دست چپ خودتو ميشوري يا راست؟؟ ميگه حميد

به زیدان می گن:این چه کاری بود کردی؟؟؟ میگه:احمق بی شعور به من گفت علی دایی

Oct 31, 2006 at 16:03 o\clock

جوك و اس ام اس هاي عاشقانه

 

1 _ عشق می ورزیم چرا که او نخست به ما عشق ورزید چرا که خدا عشق است


2 _ اگه سهم من از این همه ستاره فقط سو سوی غریبی است , غمی نیست . همین انتظار رسیدن شب برایم کافی است.


3 _ ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی , در دلش خنده کنان دریا گفت ابر بارنده تو خود از مائی


4 _ با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف در جهنم افتادی خود شيطان تو را به بهشت بازگرداند


5 _ زندگی گفت که آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود تا چه گوید دل من,عقل نالید کجا حل شود مشکل من , مرگ خندید در خانه ی ویرانه ی من.


6 _ حالا دیگر خوب می دانم , آرزوی آمدنت را هم , مثل سکوت ذلال چشمهایت , به گور خیالهای محال خواهم برد , اما دیگر به بیقراریه این دل وامانده , و دل دله دیدارت مدیون نیستم , من همه ی این سالها آمدم واز همه سراغ سادگیت را گرفتم , اما دیگر تو نبودی , تو انگار همراه آن خنده ی آخرین برای همیشه رفتی به جایی که دیگر دست خیال و خوابم حتی به گرد نگاه هایت نرسید , مهم نیست که دلت به هوای دیگری می تپد , مهم این است که من تنهایم ,

آنهم فقط به خاطر تو... .


7 _ همیشه به یاد داشته باش فراموش کنی آنچه را که موجب اندوهگینیت می شود ٬اما هرگز فراموش مکن به یاد داشته باشی آنچه شادمانت می کند ...''


8 _ آنچه کرم ابريشم، تا پايان دنيا مي‌پندارد، در نظر پروانه، اغاز زندگيست


9 _ ناجی شبانه های بی کسی ام خالصانه می ستایمت!تمامی احساسم فدای حضور پاکت نازنین!


10 _ تو کی هستی؟ تو چی هستی؟ که من اینجور از تو سبزم پیش دنیا دنیا خوبیت حتی به مفت نمی ارزم!

Oct 31, 2006 at 15:51 o\clock

اينم از جوك و اس ام اس هاي امروز

1 _ اشكي كه بي‌صداست پشتي كه بي‌پناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بي‌بهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست


2 _ در زندگي سه راه رو دنبال کن: ?- دوست داشتن براي يک تجربه ?- عاشق شدن براي يک هدف ?- فراموش کردن براي قبول واقعيت


3 _ اگه 1 روز بري سفر اگه 2 روز بري سفر اگه3 روز بري سفر اگه 4 روز بري سفر اگه 5 روز بري سفر اگه 6 روز بري سفر اگه 7 روز بري سفر ا هفته است که رفتي سفر .


4 _ عيد فطر را با اقامه نماز جماعت گرامي بداريم...(هيات اقامه نماز قزوين)


5 _ دقايقي تو زندگيت هست که دلت براي کسي اونقدر تنگ ميشه که دلت ميخواد اونو از تو رويات بيرون بکشي و توي دنياي واقعي با تمام وجوت بغلش کني سعي کن به خاطر کسي که دوستش داري، غرورت رو از دست بدي. ولي مواظب باش که بخاطر غرورت کسي رو که دوستش داري رو از دست ندي.



7 _ تركه نصف شب توي خيابون رانندگي مي كرد كه يك دفعه ترمز نميگيره از اون طرف يك كاميون مي اومد تركه به بقل دستي اش كه خواب بود گفت : اصغر بلند شو اين تصادف رو ببين


8 _ عاشق شدن مثل جيش كردن تو شلوار مي‌مونه كه همه متوجه مي‌شن ولي گرماشو فقط خودت حس مي‌كني ك((


9 _ تركه تو اتوبوس مي‌گوزه ، ملت مي‌خندن مي‌گه : اگه مي‌دونستم انقدر خوشحال مي‌شين واستون مي‌ريدم


10 _ شب هاي دوشنبه و چهارشنبه براي غافلگيري اموات اجماعاً فاتحه مع الصلوات

Oct 31, 2006 at 15:27 o\clock

جوک های جدید فارسی

برروی سنگ سفیدی نشسته بودم وآمدنت را به انتظار میکشیدم وبادآمدنت را به گوشجان نواخت وتوآمدی پاهایم لرزیدوصورتم سرخ شدوآنگاه سیفون راکشیدم وتورا آببرد


__________________
عشق رو اد كن . غم رو دليت كن . دروغ رو هك كن . از معرفت كپي بگير . برام اف بذار . و اين اس ام اس رو واسه عزيزترينت سند كن


__________________
تهرانيه داشت واسه ابادانيه خالي مي بست مي گه من يه سگ دارم وقتي مياد خونه در مي زنه .... ابادانيه مي گه : ولك مگه سگت كليد نداره ؟؟؟؟


__________________
ديروز : از پذیرفتن خانم های بدحجاب معذوریم!!! امروز: از پذیرفتن خانم ها، با شلوار کوتاه معذوریم!!! فردا : خواهشا با شلوار وارد شوید


__________________
خوشبخت ترين پسر كسيست كه اولين عشق يه دختر باشد و خوش بخت ترين دختر كسيست كه اخرين عشق يك پسر باشد


__________________
اگر مي خواهيد زندگي جديدي داشته باشيد با ما تماس بگيريد ( سازمان بازيافت زباله


__________________
اي كاش علم اونقدر پيشرفت كرده بود كه مي تونستم از طريق اس ام اس يه چوب بزرگ بكنم تو .....


__________________
اين پيغام کاملا جديه. باور کنيد. منم اول قبول نداشتم مشقامو خوب نوشتم بابام بهم عيدي داد يه توپ قلقلي داد


__________________
اولين زن ايراني هم به فضا رفت


.


به اميد روزي كه اخرين زن ايراني هم به فضا برود


__________________
اعاده اس ام اس اعاده زندگیست



هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم



( انجمن حمایت از بیماران اس ام اس ی )


__________________
 

ميشه مثل يه قطره اشك بعضيا رو از چشمت بندازي .... ولي هيچ وقت نمي توني جلوي اشكي رو بگيري كه با رفتن بازيا از چشمت جاري ميشه


 
__________________
سلام من يك بوس كوچولو هستم مي تونم چند لحظه روي لپ شما استراحت كنم ؟؟؟؟؟

__________________
جايزه تبرك در قزوين ... يك سال استفاده رايگان از حميد ...!!!!

__________________