www.rezapolad.com

Nov 15, 2006 at 13:45 o\clock

جوکهای روز چهارشنبه 24 آبان ماه 1385

اگر يه مرد در ماشين رو براي خانومش باز کنه ميشه 4 تا نتيجه گرفت:.ماشين تازه هست 2.زنش تازه هست 3.طرف زنش نيست 4.مرد گلابي هست

 غ‌ آخرين خبر از اون دنيا: پل صراط رو برداشتن به جاش دوربرگردون گذاشتن

غ‌ تركه مي گوزه پرت مي شه جلو مي گن چي شد ميگه تو دنده بود

غ‌ فرق بين استرس ، ترس ، وحشت : وقتي استرس داري که مي‌فهمي زنت حاملست وقتي مي‌ترسي که مي‌فهمي دوست دخترت حاملست وقتي وحشت مي‌کني که مي‌فهمي هردوتاشون حاملن

غ‌ انواع بلــــــــــــــــــه! عروس عادي:بله عروس كمي لوس:بع.........له! عروس با كلاس:اوكي! عروس خارج رفته:يس! عروس سنتي:آره! عروس متكبر:فقط كله اش را تكان ميدهد عروس خجالتي:اوهوم! عروس وحشت زده:ها! عروس بي حوصله:خوب! عروس دستپاچه:باشه،باشه

غ‌ دختر رشتيه تو خيابون ميرفته يه هو يه پسره محکم بغلش ميکنه دختره ميگه ببين تا هزار ميشمارم اگه ولم نکني جيغ ميزنم

به ترکه ميگن : تا حالا به گا رفتي؟ميگه: نه ! جور کنيد آخر هفته بريم

غ‌ لره ميره مكه، برعكس همه طواف ميكنه. ميگن چرا برعكس طواف ميكني؟ ميگه شما از اونور دنبالش كنين، من از اينور ميگيرمش

غ‌ تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه:‌ بايد خيلي برم؟

غ‌ دختر اصفهانيه به دوست پسرش مي گه شب بيا خونمون اگر موقعيت خوب بود يه سكه مي اندازم پايين شب مي شه و پسرمياد دختر يه سكه ازپنجره مي اندازه بيرون ولي هرچقدرمنتظر ميشه پسر نمياد مياد دم پنجره بهش ميگه پس چرا نمياي بالا پسر ميگه دارم دنبال سكه مي گردم دخترميگه بيا بالا بهش كش بسته بودم سكه الان تو دستمه

غ‌ نيک انديشي يعني اينكه اگر يه گنجشك روي سرت مدفوع كرد، خوشحال باشي از اينكه گاوها پرواز نمي‌كنند

غ‌ اگه يه کلاغ تو آسمون تخم کرد وتخمش نيوفتاد پايين چه اتفاقي افتاده؟؟؟؟؟ کلاغه شورت پاش بوده

غ‌ از ترکه مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه : آخه پياده خيلي راهه

غ‌ مي دوني چرا دوتا ترک نمي تونن کنار هم بخوابن ؟ براي اينکه تا صبح دعوا مي کنن که کي وسط بخوابه!!!

غ‌ تركه ميره بقالي، ميگه: آقا نوشابه خانواده دارين؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: به مجرد هم ميدين؟

غ‌ تركه بچش بعد از عيد فطر به دنيا مياد، اسمشو ميگذاره: پسفطرت!!!

غ‌ لره لوله تفنگ رو گذاشته بود روي شقيقه يارو ميگه تكون نخور والا با لگد ميزنمت

غ‌ به رشتيه ميگن زن بهتره يا ماشين ميگه زن ميگن چرا ميگه اگه ماشين خراب شه خرج داره ولي زن كه خراب بشه درامد داره

غ‌ به يه لره ميگن خسته نباشي ميگه اگه باشم چه غلطي مي کني ؟؟

يه روز تركه يه شماره تلفن پيدا ميکنه زنگ ميزنه ميگه: ببخشيد آقا من شمارتونو پيدا کردم آدرس بديد براتون بيارم

يه تركه مبايل مي خره صفرشو مي بنده

تركه رو ميبرن زير سوال له ميشه

 ميدونستي صاحب شركت نوكيا يه قزوينيه ....نديدي وقتي گوشيتو روشن ميكني يه نفر دست يه بچه رو ميگيره

غ‌ پيره مرده مي گه: پيري 5تا عيب داره اوليش فراموشيه بقيه اش هم يادم رفته

غ‌ يه روز يه تركه پري دريايي مي بينه عاشقش مي شه ميگه واي تو چه قد خوشگلي زن من مي شي پري ميگه آخه من كه آدم نيستم تركه ميگه فكر كردي من آدمم

از گوسفنده مي پرسن سيستم دستشويي رفتن شما چيه؟ ميگه سبک گروه اريان.........دونه دونه دونه دونه

غ‌ زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نمي‌بيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشمهاتو درمي‌آورم

غ‌ رشتيه از سربازي بر مي گرده پدرش ميگه برات زن گرفتيم ........اينم بچت

غ‌ ترکه پدرو مادر خودش رو مي كشه ازش ميپرسن چرا كشتي ميگه بالاخره بعد از 30 سال به رابطه كثيفشون پي بردم

غ‌ اصغرآقا اواخر عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خيانت نکني که استخوانهام تو گور بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتي بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنيا به من مي گن اصغر ويبره!

غ‌ پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"

غ‌ غضنفر ماه رمضان زولوبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. يه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولوبياها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا في الدنيا الحسنه ... کسي به زولوبيا دست نزنه!

غ‌ مردي بدهي و قرض زياد داشت رفت ماشين مدل بالا خريد! زنش پرسيد : آخه مرد با اين وضعي که ما داريم چه وقت ماشين مدل بالا خريدن بود؟ مرد گفت : ماشينو خريدم تا سريع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!!

غ‌ يه بار بچه اي از پدر خسيسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چي ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو مي خواي چه کار؟ تو هفت هزار هم زيادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو مي خواي چي کار؟ دوهــــــــــزار کافيه ؟ بيا اين هزار تومنو بگير.بچه مي شماره مي بينه پانصدتومنه!!!

 غ‌ به اردبيلي گفتند رنگ بنفش را تعريف كن. گفت: قيرميز كي ديدي؟ اينم همون آبيشه

غ‌ از يك همشهري آذربايجاني پرسيدند چرا توي جوي آب نشسته‌اي؟ گفت: ميخواهم در جريان باشم!

غ‌ هر روز صبح اولين كاري كه زنهاي رشتي انجام ميدهند چيست؟ ميروند خانة خودشان! 

غ‌ يك ترك رفته بود ته چاه نشسته بود ازش دليل را پرسيدند، گفت: ميخواستم عميق فكر كنم!

غ‌ فرق بين مادر زن و باتري چيست؟ باتري اقلاً يك طرف مثبت دارد، ولي مادر زن هيچ چيز مثبتي ندارد!

غ‌ يك رشتي بچه‌دار نميشد و دوا و درمان هم بيفايده بود.بالاخره دكتر تجويز كرد بهتر است شما محله‌تان را عوض كنيد.!


Comment this entry


Captcha