جوکهای امروز 21 آبان 1385 قسمت دوم
از يارو مي پرسن: فرق يخمک با آتروپات چيه؟ مي گه: يخمک خوشمزه تره
به ترکه ميگن نظرت در مورد گل چيه؟ ميگه : خيلي خوبه... خوش بو... قشنگه... همانظور که خدا در قرآن مي فرمايد : گل هوالله احد
به ترکه ميگن توالتو بخش کن , ميگه : مردانه , زنانه
ترکه ميره بالاي پل عابر پياده داد ميزنه حالا من ترک من خر من نفهم اما شما عاقلا اينجا رودخونه ميبينيد که پل درست کردين
داداش ترکه عروسي ميکنه آخر شب در حجله ميشينه ميگن چرا اينجا نشستي؟ ميگه آخه بابام گفت بعد از داداش نوبت نوئه
از ترکه مي پرسن: داداش جريان اين بوق زدن تو عروسي ها چيه؟ ميگه ايلده ما تو عروسي ها قبلا يه شعري مي خونديم ، الانا ديگه فقط آهنگشو ميزنن ، مي پرسن خب چي مي خوندينترکه مي گه: اوني که تا ديروز نمي داد ... ديديد داد... ديديد داد
زن ترکه ميميره . مراسم خطمش ترکه دمق يه گوشه نشسته بود و هي سرشو تکون مي داد و با خودش مي گفت:عجب! ...اي بابا ... مگه مي شه؟ ملت ميان دلداريش بدن ، ميگن: مرگ حقه و همه ما رفتني هستيم و از اين جور کس شعرا! ترکه مي گه نه آخه شما نمي دونيد ، ما خوابيده بوديم، لب من رو لبش بود . ک..ر من تو ک..ش بود انگشتم تو کونش بود ، من نميدونم اين جونش از کجاش در رفت؟!!!
يه زن پنجاه ساله که چهار بار شوهر کرده بود ميره دکتر ، دکتر بعد از معايه مي گه اين ممکن نيست که يه زن که 4 بار شوهر کرده هنوز دختر باشه!!! زنه ميگه: آقاي دکتر شوهر اولم قزويني بود ... شوهر دومم رشتي بود ، بخار نداشت .... شوهر سومم هم اصفهاني بود مي گفت: حيفه... شوهر چهارم هم ترک بود و غيرتي ، مي گفت : مگه مي شه آدم با ناموس خودش از اين کارا بکنه؟!!
آتش آن است که در خرمن پروانه زدند