عاشقانه
... دلم تنگ است ...
... وتنهایم و تنهایی به لب آورده جانم را...
... بیا تا با تو گویم از هیاهوی غریب دل که بی پروا ...
... تلنگر می زند بر من و می گوید به من نزدیک نزدیکی ...
... به دنبال تو می گردم به سویت پیش می آیم ...
... چه شیرین است پر از احساس یک خوشبختی نابم ...
... پر از امید سبز خواب دیدارم و می خواهم که نامت را به لوح سینه بنگارم ...
... و نجوایی کنم در دل و گویم تا ابد ...
... من دوستت دارم ...
آتش آن است که در خرمن پروانه زدند