وداع
هر که از جام ما می نوشید
رفت و با دیگری همی جوشید
هر که از کاسه ی من آبی خورد
کاسه بشکست و رخت بر پوشید
هر که از جام ما می نوشید
رفت و با دیگری همی جوشید
هر که از کاسه ی من آبی خورد
کاسه بشکست و رخت بر پوشید
زمان زمان به چوبه دار رفتن مسیح است
زمان مصلوب شدن او
همه جا را بوی چوب ارون که از صلیب بلند می شود، فرا گرفته است
دستها را به صلیب می بندند، با میخ
و چه درد جانکاهی دارد
گفتگو می رود مابین پدر و پسر
"سبکم ای پدر، سبکبارم کن"
در دم جواب می آید که
"جاودانه شدن را به درد جویده شدن تاب آر"
و چنین روایت می کند شاملو از آنچه ما بین پدر و پسر رفت
و من، خوشه چین یاران مجرب با خود همواره در زمانهای جانکاه زمزمه کرده ام که
"جاودانه شدن را به درد جویده شدن تاب آر"
مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند
قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند
لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند
لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها
قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند
عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند
مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند
حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن به دنيا مي آيند
تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است اينكه
نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان!