Mohammad larijani

Nov 16, 2007 at 00:41 o\clock

بخشی از خوابگردها 2

روي ديوار رو كه نگاه مي كني پر از نوشته و آگهيه

درمان درد شما ، حتي شما ، در ده جلسه ، يك جلسه ، يك ساعت

همه شدن دكتر

به تعداد آدما دكتر داريم

سفارش داديم دانشگاهها جاي تر بيت دكتر يخورده مريض تربيت كنن

اين يكي اگه بشه چي مي شه

هر چه رتبت آخر تر باشه بهتره

آخه هيچكس نمي خواهد قبول كنه مريضه

كلاس كنكور

روشهاي غلط زدن تست. كتابهاي بي هدف و ......

ولي همه كورخوندن

اينجا همه جوابا درسته و نه تنها چهار تا جواب درسته بلكه هر جوابي هم كه بدي درسته

سئوالات اينطوري خاكستري مي شن

سئوالات خاكستري

امتحان خاكستري

جوابهاي خاكستري

من‌ ، تو ، همه ، خاكستري شديم

نخ بين سياه و سفيد خيلي وقته كشيده شده ، خيلي وقته!

دكتراي بي مريض

به تعداد هر مريض يك دكتر

به تعداد هر دكتر يك مريض

نخ بين مريض و دكتر رو هم كشيدن

Nov 16, 2007 at 00:30 o\clock

Tornification 2

دوباره سلام

امروز می خوام دوباره درباره ی تورنیفیکشن بنویسم. ابتدا سعی می کنم از پیش فرضها یی استفاده کنم

جزء اولین پیش فرضهای من مطالعات روانشناسی کودک است. تا به حال شده از خود بپرسید اگر در یک خانواده مثلا یهودی به دنیا می آمدید آیا الان یک یهودی نبودید؟ مسلما یک آدم بی طرف که به مبانی اندیشیدن پایبند باشد به این سئوال جواب مثبت می دهد. و حال هر کس در هر خانواده و جامعه ای که بزرگ شده عقاید وآداب و رسوم همان خانواده و جامعه را قبول می کند. این همان چیزی است که در روانشناسی به اثبات رسیده که شالوده کودک در 4 سالگی ریخته می شود و در هفت سالگی عقاید اون شکل می گیرند و در سیزده سالگی دیگر همه چیز تمام شده تلقی می گردد. پس فرض اول من این است که اگر انسان به عنوان هدف غائی خود؟؟؟!! به دنبال حقیقت می گردد باید بداند که حقیقت آن نیست که از خانواده گرفته است. بلکه آن ارث است. بنابراین اگر هر کس بخواهد دنبال یک حقیقت بگردد با علم اینکه لزوما آنچه در بچگی به خورد او داده شده است حقیقت نیست، اولین پارگی در انسان پیش می آید. و همان تضاد معروف است بین آنچه که انسان بنای کودکیش بر آن ریخته شده و آنچه می خواهد با علم و تحقیق به دست آورد پیش می آید

Nov 13, 2007 at 00:32 o\clock

بخشی از خوابگردها 1

---

شبا بعضي وقتا خواب بابامو مي بينم

همونجور خسته و زحمت كش

دستاش كه توي زمستون و تابستون ترك ترك خورده بود، مثل همون موقع ها ، زمخت، اما مهربون بود

گاهي مي اومد مي گفت: نشكني ! آخه نيست بيچاره خودش خم شد و شكست ، مارو دوست نداشت مثل خودش ببينه

 ---

گفتم دست، گفتم دست زمخت، ياد انگشت وسطي خودم افتادم

شدم ميرزا بنويس عدلیه. تمام بار زندگيم روي انگشت وسطيمِ

اين كنار ناخونش بيچاره آماس كرده ، ورم كرده و درد مي كنه. عينَهو ماري شده كه يه قورباغه رو درسته قورت داده باشه

Nov 13, 2007 at 00:25 o\clock

Turn Roud and Danse

I saw you when you were wearing long and sonorous earrings,

they were like lantern that were hanging on castle of love,

castle of peace, 

Those lovely earrings along with your blue eyes took me to the blue sky were love and infinity merge,

the sky of amour, 

When you turned to look at me, before the lightning of your eyes torn apart my heart,

the sound of your earrings overthrown my mind 

Turn, turn round and dense,

what do you need for dance except music and by-stander

Here are the music of passion and me 

Danse, turn round and danse

Nov 11, 2007 at 23:53 o\clock

Tornification 1

امروز می خواهم شما رو با مفهومی جدید آشنا کنم و آن همان پاره پاره گی انسان امروز است

که اسم آن را تورنیفیکشن کذاشته ام که از لغت تورن به معنای پاره پاره آمده است

مجال نیست تا در مورد تمام موارد آن امروز صحبت کنم اما به چند مطلب اولیه اشاره می کنم و از شما هم می خواهم که در این مورد نظرات خود را اعلام کنید

اولین مورد عدم قطعیتی است که در مورد حقیقت بر اساس مطالعات انتقادی فلسفی به وجود آمده است

دومین مورد پیشرفت روانشناسی انسان است که تمام علل و عوارض رفتارها و اعمال ما را بازشناسی می کند

سومین مورد من موجود است که در این میان به بررسی حقیقت می پردازم

منتظر مطالب بعدی باشید

Nov 11, 2007 at 23:37 o\clock

شعری از شاعری گمنام

باری سوار گرده مردم نکرده ایم
خود را به نعمتی گذرا گم نکرده ایم
گر در تنور دست تهی برده ایم پیش
یک جو طمع به حرمت گندم نکرده ایم
دریای شور بخت و صبوریم سالهاست
طوفان چشیده ایم و تلاطم نکرده ایم
جنگل گواه باش اگر خانه سرد بود
یک شاخه از درخت تو هیزم نکرده ایم
ما را به جرم آینه بودن شکسته اند
زیرا یه روی ننگ تبسم نکرده ایم

Nov 11, 2007 at 23:29 o\clock

سلام

خوش آمد گوئی

سلام بر دوستان عزیز
این نیز یکی از هزاران وبلاگ موجود است که هدفی جز بیان برخی از نظرات، نوشته ها و سایر امور مرتبط نگارنده بیش ندارد. درابتدا ممکن است با نام وبلاگ مشکلات عدیده ای داشته باشید
باید بگویم که این لغتی است که محصول عقاید بنده در مورد جهان است که در آینده بیشتر در مورد آن صحبت خواهم کرد به امید داشتن اوقاتی خوش و پربار با وبلاگ جدید بنده همگی شما را دعوت می کنم تا مطالب بنده را دنبال نمائید

 سید محمد محمد علیان لاریجانی
مونترال - کشور فخیمه کانادا