باز هم من
خاک آدم هنوز نابیخته بود
عشق آمده بود و در دل آویخته بود
این باده چو شیرخواره بودم خوردم
نی نی می و شیر با هم آمیخته بود
--------------------------
خاک آدم در میان مکه و طائف افتاده بود
و خدا با دست خود در آن دل می کاشت
حالی عشق دو اسبه می آمد
