Mohammad larijani

Nov 11, 2007 at 23:37 o\clock

شعری از شاعری گمنام

باری سوار گرده مردم نکرده ایم
خود را به نعمتی گذرا گم نکرده ایم
گر در تنور دست تهی برده ایم پیش
یک جو طمع به حرمت گندم نکرده ایم
دریای شور بخت و صبوریم سالهاست
طوفان چشیده ایم و تلاطم نکرده ایم
جنگل گواه باش اگر خانه سرد بود
یک شاخه از درخت تو هیزم نکرده ایم
ما را به جرم آینه بودن شکسته اند
زیرا یه روی ننگ تبسم نکرده ایم

Comments for this entry:

  1. quotesanaz hamidi wrote at Nov 12, 2007 at 01:23 o\clock:It is greaaat!!! I love it!

Comment this entry


Captcha

Attention: guestbook entries on this weblog have to be approved by the weblog\s owner.