ASHOORA

Dec 14, 2010 at 14:18 o\clock

پيراهن سياه تو دارم به تن حسين

پيراهن سياه تو دارم به تن حسين       روحي دميده در تنم اين پيرهن حسين

با اشك و روضه شير به من داده مادرم      تربت گذاشته پدرم در دهن حسين

قلبي شكسته ديده تر سينه اي كبود      دارم نشان عشق تو را در بدن حسين

وقتي كنار  جسم  كفن پوشم آمديد     گريه كنيد و ندبه كه اي بي كفن حسين

خورده گره به نام شما انتظار ما           عجل علي ظهورك يابن الحسن حسين

از ماتم تو عاقبتم جان سپردن است   پس حك كنيد بر لحدم عشق من حسين

Dec 14, 2010 at 14:17 o\clock

شكر خدا تمامي ما سينه‌زن شديم

شكر خدا تمامي ما سينه‌زن شديم 
با روضه‌هاي آل‌عبا سينه‌زن شديم 
اصلا خدا براي همين آفريدمان 
قبل از وجود ارض و سما سينه‌زن شديم 
با عشق كربلا به حسينيه آمديم 
در فاطميه‌هاي خدا سينه‌زن شديم
رفتيم تا كبوتر گنبد طلا شويم 
اما درون صحن رضا(ع)‌ سينه‌زن شديم 
دارالولايه‌هاي سماوات مال ماست 
از آن زمان كه ما رفقا! سينه‌زن شديم 
از گوشه‌هاي سنگر اين فاطميه‌ها 
برخاستيم و با شهدا سينه‌زن شديم 
گاه از نجف، مدينه گهي سامرا و گاه 
تا خيمه‌گاه كرببلا سينه‌زن شديم 
يا صاحب‌الزمان به تسلاي قلب توست 
گر در عزاي جد شما سينه‌زن شديم 

Dec 14, 2010 at 14:08 o\clock

لشگریان خیره سر،چند نفربه یک نفر؟

لشگریان خیره سر،چند نفربه یک نفر؟

 فاطمه گشته خون جگر،چند نفر به یک نفر؟

 خواهر دل شکسته اش،همره دختران او

 زند به سینه و به سر،چند نفر به یک نفر؟

 بین زمین وآسمان،جنت و عرش وکهکشان

پر شده است این خبر:چند نفر به یک نفر؟

 حور وملک به زمزمه-وای غریب فاطمه-

 حضرت خضر نوحه گر،چند نفر به یک نفر؟

 آه و فغان مادرش،به قلب سنگی شما

 مگر نمی کند اثر؟چند نفر به یک نفر؟

 عمو رمق نداردو، همه هجوم می برید!

 مرد نبردید اگر؟چند نفر به یک نفر؟

 یاد مدینه زنده شد،روضه ی رنج فاطمه

 که ناله زد به پشت در،چند نفر به یک نفر؟

Dec 14, 2010 at 12:51 o\clock

بر سفره تو هرچه که ماتـــم می آورند

بر سفره تو هرچه که ماتـــم می آورند

در هفت خوان صابری ات کـم می آورند

دل داده ای به منطق نازک تــرین خیال

هر قــــــدر هم دلایل محکم می آورند

پرونده شکفته زخـــــــــــــم مدینه را

لب هات در دو صفحه فراهم می آورند

تو خیمه گاه ســـــــوخته قلب زینبی

انفاس تو هوای محـــــــــرم می آورند

رزمنده ای و تا خود معـــــــراج زخمها

یک ریــــــز در مصاف تو آدم می آورند

بر دوش چشمهای تو حتی هنوز هـم

مجروح از خطوط مقـــــــدم می آورند

حالا فرشته ها به حسینیه دلـــــــم

از زینبیه روزه مریــــــم می آورنــــــد

تا در سکوت روضه چشمت به پا شود

وقتی تمام مرثیه ها کـــــم می آورند


Dec 13, 2010 at 23:02 o\clock

گیرم که رد کنی دل ما را خدا که هست

گیرم که رد کنی دل ما را خدا که هست
باشد محل نده قسم مرتضی که هست

وقتی قسم به معجر زینب قبول نیست
چادر نماز حضرت خیر النسا که هست

یک گوشه می‌نشینم و حرفی نمی‌زنم
بیرون مکن مرا تو از این خانه، جا که هست

از درد گریه تکیه نده سر به نیزه‌ات
زینب نمرده شانه دارالشفا که هست

قربانیان خواهر خود را قبول کن
گیرم که نیست اکبر تو طفل ما که هست

گفتی که زن جهاد ندارد برو برو
لفظ «برو» چه داشت برادر؟ بیا که هست

خون را بیا به دست دو قربانی‌ام بکش
تو خون مکش به دست عزیزم حنا که هست

گفتی مجال خدمتشان بعد از این دهم
از سر مرا تو باز مکن کربلا که هست

گفتی که بی تو سر نکنم خوب! نمی‌کنم
بعد از تو راه کوفه و شام بلا که هست